نوع مقاله : مقاله پژوهشی

نویسندگان

1 عضو هیات علمی گروه مشاوره، دانشکده علوم انسانی و اجتماعی، دانشگاه کردستان، سنندج، ایران

2 . کارشناس ارشد رشته مشاوره مدرسه، گروه مشاوره، دانشکده علوم انسانی و اجتماعی، دانشگاه کردستان، سنندج، ایران

3 استادیار، گروه علوم تربیتی، دانشگاه فرهنگیان، کردستان، ایران

10.22034/jam.2026.146001.1168

چکیده

پژوهش حاضر با هدف بررسی مدل ساختاری اهمال‌کاری تحصیلی دانشجویان براساس رفتارهای خودشکن تحصیلی و باورهای ضمنی هوش با نقش واسطه‌ای دشواری در تنظیم هیجان انجام شد. این پژوهش از نوع توصیفی-همبستگی بود و برای آزمون روابط بین متغیرها از مدل‌یابی معادلات ساختاری استفاده شد. جامعه آماری شامل تمامی دانشجویان مقاطع کارشناسی، کارشناسی ارشد و دکتری دانشگاه کردستان در سال تحصیلی 1404-1403 بود که از میان آنان، 268 نفر (171 دختر و 97 پسر) بر اساس قاعده کلاین و به روش نمونه‌گیری در دسترس انتخاب شدند. داده‌ها با استفاده از پرسشنامه‌های باورهای ضمنی هوش، اهمال‌کاری تحصیلی، رفتارهای خودشکن تحصیلی و دشواری در تنظیم هیجان گردآوری و با نرم‌افزارهای SPSS-26 و AMOS-24 تحلیل شدند. یافته‌ها نشان داد مدل پیشنهادی از برازش مطلوبی برخوردار بود. نتایج بیانگر آن بود که رفتارهای خودشکن تحصیلی، باورهای ضمنی هوش ایستا و دشواری در تنظیم هیجان، اثر مستقیم مثبت و معناداری بر اهمال‌کاری تحصیلی داشتند (05/0>p)، درحالی‌که باورهای ضمنی هوش افزایشی اثر مستقیم منفی و معناداری بر اهمال‌کاری تحصیلی نشان داد (05/0>p). اثر غیرمستقیم رفتارهای خودشکن تحصیلی و باورهای ضمنی هوش ایستا بر اهمال‌کاری تحصیلی از طریق دشواری در تنظیم هیجان مثبت و معنادار بود (05/0>p). بر این اساس، اهمال‌کاری تحصیلی دانشجویان تحت تأثیر باورهای هوش ایستا و رفتارهای خودشکن تحصیلی قرار دارد و دشواری در تنظیم هیجان در این رابطه نقش میانجی ایفا می‌کند. بنابراین، اصلاح باورهای ناکارآمد درباره هوش، کاهش رفتارهای خودشکن تحصیلی و تقویت مهارت‌های تنظیم هیجان می‌تواند در طراحی مداخلات آموزشی و مشاوره‌ای با هدف کاهش اهمال‌کاری تحصیلی دانشجویان مؤثر باشد.

کلیدواژه‌ها

موضوعات