نوع مقاله : مقاله پژوهشی

نویسنده

استادیار گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشکدۀ زبان و ادبیات، دانشگاه کردستان، سنندج، ایران.

10.22034/jam.2026.145662.1140

چکیده

روایت‌مندی رخدادها، امری جهان‌شمول است و می‌توان آن را در تمام ارکان و عناصر جهان هستی، ساری و جاری دانست. دانشگاه به عنوان پدیده‌ای چندلایه و همچنین ستون فقرات علمی و فرهنگی جامعه از این قاعده مستثنی نیست. این پژوهش با رویکردی توصیفی- تحلیلی، به بررسی نقش بنیادین روایت در زیست دانشگاهی پرداخته است. برای نیل به این مقصود، دو لایۀ معرفت‌شناختی و وجودی در نظر گرفته شده است که هر یک شامل سه یا چهار مسئلۀ محوری هستند. در لایۀ معرفت‌شناسی، بیشترین تأکید بر نقش روایت در تولید دانش، چگونگی روایت‌محور بودن دانش و نیز نقش روایت در اقتدار علمی شده است. در لایۀ وجودی، به نقش روایت در برساخت هویّت دانشگاه، دانشگاه به مثابۀ یک پدیدۀ روایی و پیوند بین بودن و گفتن در دانشگاه پرداخته شده است. یافته‌ها نشان می‌دهند که در لایۀ معرفت‌شناختی، روایت نه صرفاً ابزاری برای انتقال دانش، بلکه شرط امکان‌پذیری خودِ دانش محسوب می‌شود. دانشگاهی که می‌خواهد به رسالت‌های اصیل خود عمل کند، باید بر روایت، معنا و تجربۀ زیستۀ خود تکیه کند، نه فقط بر شاخص‌های کمّی و عینی. این پژوهش در نهایت نشان می‌دهد که دانشگاه را باید نه به‌مثابۀ یک نهاد عینی و آماری، بلکه به‌مثابۀ یک «متن گفتمانی» فهم کرد که در آن، هویت، دانش و وجود در گفتار ساخته و بازتولید می‌شوند و لایه‌های معرفت‌شناختی و وجودی نشان می‌دهند که گذار از رویکردهای «آماری-عینی» به رویکردهای «روایی-تحلیلی» یک ضرورت است.

کلیدواژه‌ها

موضوعات