مرتضی فرنگ؛ محمد قهرمانی؛ محمود ابوالقاسمی؛ فرنوش اعلامی
چکیده
هدف کلی پژوهش، شناسایی موانع و راهکارهای توسعۀ اشتغالپذیریِ فارغالتحصیلان از دیدگاه اساتید، کارفرمایان و صاحبنظران حوزه اشتغال برای مقطع کارشناسی در دورههای علوم رفتاری است. پژوهش حاضر یک تحقیقِ ...
بیشتر
هدف کلی پژوهش، شناسایی موانع و راهکارهای توسعۀ اشتغالپذیریِ فارغالتحصیلان از دیدگاه اساتید، کارفرمایان و صاحبنظران حوزه اشتغال برای مقطع کارشناسی در دورههای علوم رفتاری است. پژوهش حاضر یک تحقیقِ کیفی از نوع پدیدارشناسی میباشد. مشارکت-کنندگان این پژوهش را اساتید، کارفرمایان تشکیل میدهد. روش نمونهگیری در تحقیق کیفی، روش نمونه-گیری هدفمند از نوع نمونهگیری نظری میباشد. از میان شرکتکنندگان در مصاحبه 15 نفر از اساتید و 12 نفر از کارفرمایان بودند. گردآوری دادهها از طریق انجام مصاحبه نیمهساختاریافته صورت گرفت. روایی محتوایی ابزار مصاحبهها توسط 5 نفر از صاحبنظران آموزش عالی بررسیشده و پس از تأیید به کار گرفته شد. تجزیهوتحلیل دادهها با روش تحلیلمضمون میباشد. تحلیل اولین مصاحبه با کدگذاری باز آغاز گردید و در نهایت در مصاحبه 27 به اشباعنظری رسید. در مجموع 109 مضمون مرتبط با چالشها و موانعِ توسعۀ اشتغالپذیری فارغالتحصیلان از این مصاحبهها احصا شد. سرانجام، در 6 مانع اصلی از قبیل: «موانع فردی»، «موانع دانشگاهی»، «موانع اجتماعی»، «موانع فرهنگی»، «موانع اقتصادی»، «موانع سیاسی» و 21 مانع فرعی شامل: مشکلات شناختی-رفتاری، ضعف انگیزشی، زیادهخواهی، فقدان مهارتهای کارآفرینی، ضعف شایستگیهای تحصیلی و شغلی، عدم کیفیت دورههای آموزشی، ضعف دانشگاهی، نقصان برنامه درسی، فقدان بسترهای اجتماعی مناسب، ناسازگاری سازمانها، ضعف فرهنگی، کمبود برنامههای شغلی، ناعدالتی در استخدامیها، نیازسنجی نامناسب، ضعف اقتصادی، ناهماهنگی سرمایه انسانی و بازار کار، عدم ارتباط با بازار کار، کمبود منابع مالی، نبود مدیریت اثربخش، سیاستهای ناکارآمد، و کاهش تعاملات بینالمللی طبقهبندی گردید. نتایج نشان داد که مهم-ترین راهکارِ توسعۀ اشتغالپذیری از نظر اساتید و کارفرمایان، ضرورت اصلاح و بازنگری در برنامههای درسی است.